السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )

مقدمة 72

نبراس الضياء وتسواء السواء

سلسله ناسوتى با ملكوت أعلى لوح محو واثبات است ، مىتوان به وجهي أوامر صادره از قضاء را كه در مرتبه ظهور عيني به ظاهر تغيير مىيابد بدو نسبت داد چه اين كه هر چه از سلسله اصدار به طرف حضيض ناسوت رهسپار شويم به جهت كاهش شدّت وجود وظهور شديد ماهيّت ، مرتبه احتجاب افزون گذشته وفروغ علم كاسته مىشود ، لذا لوح محو واثبات تاب تحمّل أمور مكنون در لوح محفوظ را ندارد ، پس توجّه سلسله علل به معلول خاصّ به صورت ناقص در آن جلوه‌گر مىگردد ولذا عارف مشاهد در اين لوح توجّه علل مندرج در لوح محو واثبات را به نحو تامّ در نيافته وأمور حاصل در نظام كونى را به صورت بدائى به مقامي از مقامات علم فعلى حقّ ، يعنى لوح محو واثبات انتساب مىدهد « 1 » ؛ واز اين حيث ، عقل اباء از پذيرش اين ظهور ، در اين مجلا ندارد ؛ ولى لازم به ذكر است كه اين خصيصه از باب نقص در حضرت حقّ نيست ، زيرا كه ظرف معلولي وقابلى گنجايش امرى ورأى آن را ندارد ولازمه نظام ناسوتى طرح چنين مرتبه‌اى را در سلسله اصدار ايجاب مىكند . در طرح فكرى أساس ظهور بدائى در مرتبه علم فعلى طرح عميقترى توسّط بزرگان حكمت وعرفان ارائه گرديده كه بس در خور توجّه است وطرح آن را در اين موضع با بيان مقدّمه‌اى هموار مىسازيم . چنانچه در مباحث حكمي وعرفانى روشن وواضح گشته سلسله اصدار موجود از تجلى حبّى در مقام هو هويت غيبيه پس از ظهور به تجلّى أقدس اطلاقى در مقام كمال جلاء در مقام واحديّت ظاهر گشته وپس از آن به مقتضى أسماء إلهية حضرت حقّ با

--> ( 1 ) - شيخ أكبر در « فتوحات مكيه » به اقتضاى آيات گذشته نسبت تردد به حضرت بارى را چنين تصحيح كرده وقتي انسان در عملي متردد مىشود به مقتضاى ترددش واعمال اعمالش احكامى در لوح محو واثبات نقش مىبندد ، چه بسا با تردد در عمل بواسطة عمل جديده حكم مكتوب در لوح محو واثبات پاك شده وحكم ديگرى با اثر خاصش جانشين آن گردد ، واز اين حيث نسبت تردد به مرحله علم فعلى حضرت حق راه مىيابد ؛ همين بيان را نيز مىتوان با تعميم در بداء جارى ساخت . براي تفصيل بيشتر بنگريد : « شرح أصول الكافي » ، ص 384